هر روز فاصله بیشتری بین مسجد و وقایع جامعه افتاد ، تا جایی که مساجد هویت خود را از دست دادند و امروز ما کمتر مسجد داریم ، هر چند تعداد ساختمانهایی که با این عنوان زیبا ساخته می شوند، کم نیست ، اما انچه حاصل گذاشتن این خشت و گلها بر روی هم می شود ،را باید هر چیزی، جز مسجد نامید …..شاید منصفانه ترین اسم ،نمازخانه باشد، ساختمانی برای نماز خواندن ، پیش نمازها هم ، فقط در این نمازخانه ها،نماز می خوانند .
مشکلات فرهنگی و اقتصادی و سیاسی ما هم از زمانی شروع شد ،که مساجد جایگاه خود را از دست دادندو هرگز نتوانستیم و نمی توانیم جایگزینی برای انها پیدا کنیم ،یادمان نرفته که مساجد محل رشد و معراج شهدایی بودند ،که انقلاب مدیون فداکاری انهاست.
مسجد جایی است که نماز اقامه میشود ، و اقامه با خواندن نماز فرق دارد ،اقامه مقدماتی دارد و موخراتی ، اقامه یعنی اماده کردن روحی و جسمی نماز گزار، برای بروز تاثیرات نماز ، در ابعاد مختلف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در وقایع جامعه.
مسجدی که نمازگزارش را نتواند به این مرحله امادگی برساند همان نمازخانه است ، پیش نمازی که قصد و. نیتش این نباشد همان نمازگزار است ، مسجد باید شعاع تاثیر گذاریش فراتر از چهاردیواریش باشد ، چه میشود گفت وقتی مساجد امروز ما توان بستن مغازه کناریشان، را برای نماز اول وقت ندارند،چه میشود گفت وقتی مسجدی نمیتواند در مسائل و مشکلات و اتفاقات محله خود تاثیر گذار باشد ، چه میشود گفت وقتی مسجدی ابعاد فیزیکیش گسترده می شود اما ابعاد روحی و معنویش خیر؟؟
خلاصه مطلب انکه اگر می خواهیم تحولی در جامعه انجام گیرد ، باید اول تحولی در مساجد انجام گیرد.
بابک