سرویس مسجد پژوه
یادداشت به مناسبت رحلت حضرت زینب(س)

زینب(س) تجلی کوثر

زینب(س) تجلی کوثر
(یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۱) ۱۴:۰۶

زینب سلام الله علیها همان بانویی است که ابن نمونه ای از مقام علمی آن حضرت با مروری کوتاه به شرایط و زمینه هایی که خطبه معروف زینب کبری سلام‌الله‌علیها در آن بستر زمانی واقع شد می توان به اهمیت و جایگاه رفیع ان در فرهنگ عالی اهل بیت علیهم‌السلام واقف شد.

 به گزارش سرویس تخصصی مسجدپژوه پایگاه تخصصی مسجد؛ گاهی در تاریخ، انسان های بزرگی می درخشند که مدال افتخار می گیرند و بر بلندای شکوه انسانیت می ایستند و همواره الگوی نسل های بشری هستند. بدون شک از این نمونه ها حضرت زینب علیهاالسلام دختر امیر مؤمنان علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام می باشد. همان شخصیت بزرگی که تاکنون ده ها کتاب و صدها مقاله درباره، او نگارش یافته است. دانشمندان و تاریخ نگاران شیعه و سنّی، هر کدام از دیدگاه خویش، به زندگانی و قهرمانی این بانوی سترگ نگریسته و آن را مورد تحلیل و تجلیل قرار داده اند. نوشتار حاضر به مناسبت سالروز وفات این بانوی قهرمان به گوشه‌هایی از زندگانی شکوهمند وی پرداخته است. بدان امید که راه، روش و معنویت حضرت زینب علیهاالسلام همواره بدرقه زندگی مان باشد.

در مورد مقام بانوی گرامی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها مطالب بسیار است. اما چند جمله از شان و مقام آن حضرت از میان سایر اوصاف والای ایشان می باشد که به طور مختصر بیان می کنیم:

روز 5 جمادی الاول سال پنجم هجرت، مقارن با تولد دختری پاک سیرت و ستوده خصال از خاندان آل رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم است. بانوی شایسته ای که الگوی صبر و مقاومت، پاسداری از ارزشهای الهی و جلوه ای از فضایل و کمالات اخلاقی و انسانی است. این نوزاد مبارک انچنان ویژگیهای پدر گرامی اش حضرت علی علیه‌السلام را در خود جمع کرده بود که زینب (زینت پدر) نام گرفت و وارث تمام زیبایی های خاندان رسالت و امامت در طول تاریخ شد.

تاریخ وفات حضرت زینب سلام الله علیها در 15 رجب سال 62 هجری که 18 ماه پس از واقعه جانسوز عاشورا و در 57 سالگی در بین علما مشهورتر است.

 بحرالمصائب نوشته است: حضرت زینب (علیهاالسّلام) بعد از واقعه کربلا و رنج شام و محنت ایام، چندان گریست که قدش خمیده شده و گیسوانش سفید گردید و زندگی ای سراسر حزن و اندوه داشت تا به سرای دیگر رخت بربست.

زینب سلام‌الله‌علیها  از همان دوران کودکی پیام آور خصلت های والای انسانی معنوی بود که بعدها در اثر پیشامدهای تلخ و شیرین تاریخی ان ها را به فعلیت رسانده و جلوه ای از خصایل پسندیده نبوی علوی و فاطمی گردید، شکیبایی، پارسایی، دانش و بینش، حلم و حزم، تدبیر ، سیاست و سیادت، بزرگواری عظمت روح و جلالت شخصیت، پایداری در راه هدف، قوت قلب و اراده ای فولادین، راستی و امانتداری، دفاع از حق و عدل و ارزشهای معنوی، حمایت از یتیمان و ضعیفان و محرومان، مهر و عطوفت و شفقت، پرورش فرزندان پاک و صالح، همسرداری، خانه داری، عزت نفس، وفا به عهد، برخی از اوصاف و ویژگیهای این دختر رسالت و یادگار امامت می باشد که به غیر از مادر گرامی اش بانوی دیگری به آن عظمت نرسید و به این جهت به آن حضرت صدّیقه صغری نیز گفته می شود.[1] القاب بلند عقیله، عالمه غیر معلّمه و محدّثه، نشانگر عظمت علمی و بلاغت و فصاحت آن بانوی گرامی است.

علم و حلم

مقام علمی زینب علیهاالسلام کبری آنچنان واضح و روشن است که سخن حضرت سجاد علیه‌السلام برای درک عظمت آن بانوی دانشمند کافی است. حضرت سجاد علیه‌السلام در مورد جایگاه علمی آن بزرگوار فرمود: (انت بحمداللّه عالمهٌ غیر معلّمهٍ و فهمهٌ غیر مفهمّهٍ؛[2] عمه جان! به لطف الهی تو دانشوری هستی که از گنجینه وحی علم آموخته ای و کسی به تو اموزش نداده و اندیشمندی هستی که بدون معلم می فهمی و تعقل و تدبّر داری!.)

در مقام تعقّل و اندیشه و هوشمندی آنچنان اوج گرفته بود که حضرتش را به عقیله بنی هاشم موسوم گردانیدند. ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبین و در ذیل شرح حال عون بن عبداللّه می گوید: مادر عون، زینب عقیله، دختر علی بن ابی طالب علیه‌السلام است. زینب همان بانویی است که ابن نمونه ای از مقام علمی آن حضرت با مروری کوتاه به شرایط و زمینه هایی که خطبه معروف زینب کبری سلام‌الله‌علیها در آن بستر زمانی واقع شد می توان به اهمیت و جایگاه رفیع ان در فرهنگ عالی اهل بیت علیهم‌السلام واقف شد. سخن گفتن در حال اسارت، بعد از ان همه مصیبت و ناراحتی ها و تالمات روحی و جسمی، که بحرانی ترین حالات را برای هر انسانی می تواند در پی داشته باشد. امّا زینب کبری(ع) از یک سو به خاطرات گذشته می اندیشد که چگونه 20 سال قبل از ان با عزت و احترام تمام، در کنار عزیزین اعضاء خانواده اش با شکوه و عظمت زندگی می کرد. او که در آن شهر معلم و مفسر قرآن برای بانوان بوده است، و از سویی دیگر امروز حتی نه به صورت فردی عادی و ازاد به این شهر می آید بلکه بعنوان اسیر دست دشمن و همراه با سرهای به نیزه زده شده دلبندهای عزیزتر از جانش، وارد ان شهر غم زده می شود. زینب کبری بدون اینکه خم به ابرو بیاورد و ذرّه ای ابراز ذلت و خواری و شکستگی بکند با سیمایی کاملاً پر صلابت و قاطعیت و گفتاری فصیح و بلیغ همچون پدرش علی  علیه‌السلام ، به کوهی استوار می ماند که در برابر طوفان حوادث، سخت و مقاوم حتی واژه بلند شکیبایی و بردباری در مقابل عظمت و شکوه آن شیر زن نینوا به زانو در آمده است.

آری تصور ان لحظات حساس تاریخی به ما می آموزد که صبوری و بردباری نیز از رفتار آن گرامی شگفت زده و متعجب است. زینب سلام‌الله‌علیها آنچنان در سخنان خویش به آیات الهی و مثل های متداول تمسک می جوید مثل اینکه یک خطیب و مفسر ورزیده در اوج اقتدار و متعادل ترین حالات روانی سخن می گوید. او در خطبه اش تاریخ نکبت بار گذشته و اعمال نفرت انگیز و عبرت آموز کوفیان بی وفا را به رخ آنان می کشد و آنان را به تفکر و تعقّل در رفتار پیشینیان فرا می خواند. همچون پیامبری منذر از فرجام خطرناک اعمالشان آنان را می ترساند. زینب سلام‌الله‌علیها از زحمات رسول گرامی اسلام و خدمات شایان توجّه آن گرامی به اهل اسلام سخن به میان می اورد. آری ایراد یک سخنرانی با رعایت فنون خطابه، منظم و منسجم، بدون دغدغه خاطر، تمام نفس ها را در سینه ها حبس می کند. یاداور بلیغ ترین خطابه های امیرمومنان علی علیه‌السلام به اهل آن دیار می شود. او برای خداوند عالمیان زیباترین ستایش ها را به عمل اورده و در مقام شناسایی خود و تبیین جایگاه ارزشمندش در میان مسلمانان، خود را فرزند حضرت خاتم الانبیاء محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم معرفی می کند. آری این خطابه حماسی، علمی و ادبی یکی از شاهکارهای اهلبیت و نشانگر بخشی از عظمت علمی آن بانوست.

آن بانوی خردمند نه تنها از خداوند متعال کوچکترین رنجشی ندارد بلکه به تمام بلاها و سختی هایی که در راه رضایت الهی مبتلاء می شود به دیده رضا و کمال معنوی نگاه می کند. آری او از ابتلاءات و ازمایش های سخت الهی سربلند و پیروز بیرون آمده و به این جهت از خدایش راضی و او را در همه حال شکرگزار و سپاسگزار است. زینب خدا را حمد می کند چرا که خداوند او را در میان دیگران برای این امتحان و نیل به درجات عالی دنیوی و اخروی انتخاب کرده است.

آنکه در این بزم مقربتر است    جام بلا بیشترش می‌دهند

بانوی صبور

او در مقابل مصائب و گرفتاریها لحظه ای لب به شکوه نمی گشاید و هیچ جا اظهار ذلت و خواری نمی کند و با کمال شکوه و عظمت حمد الهی را بر زبان جاری می سازد چرا که دختر قهرمان علی علیه‌السلام معتقد است؛ تمام کارهای خدا در حق بندگان زیباست نیش و نوش، و قهر الهی همه اش رحمت است و نعمت، و پذیرفته شدن در شایسته ترین راه تکامل. او نه تنها همه مشکلات را به جان خریده و آنها را زیباترین لحظات زندگی خود می داند.[3] بلکه اینها را اولین گام عشق به حق و خدا می داند و به همین علت به پیروان خود می اموزد که در هر شرایطی باید حمد خدا را گفت و شکر او بجای اورد.

تبیین جایگاه اهل بیت علیهم‌السلام: زینب کبری علیهاالسلام در مراحل نخستین خطابه اش بدون اینکه نظم کلام را به هم بزند به حیاتی ترین آموزه دینی اشاره می کند که مسیله رهبری جامعه توسط انسانهای صالح و متعهد است. او بر پیامبرصلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم و آل او بعنوان رهبران صالح، پاک و برگزیده الهی درود می فرستد و خطر انحراف از رهبری صالح را با این جمله گوشزد می کند و به مردم می فهماند که، پیروی نکردن از رهبران شایسته چه نتایج زیانباری را به دنبال خواهد داشت.

آن حضرت این نکته ضروری را یادآور می شود که یک مسلمان همواره باید بعد از یاد خداوند در اندیشه پیروی از پیامبر و آل او علیهم‌السلام باشد و اگر اهل‌بیت علیهم السلام را جدای از مسیر الهی تلقی کند و راه خداوند را بدون راهبر شایسته طی نماید به ظلمات و تاریکی ها خواهد رسید.

بازتاب اعمال

طبق فرهنگ متعالی قرآن تمام اعمال نیک و بد انسان در این جهان و دنیای اخرت بازتاب دقیقی دارد. هیچ یک از حوادث و پیشامدهای روزگار اتفاقی و بدون حساب و کتاب پیش نمی آید بلکه همه آنها بر اساس برنامه‌ای منظم و با فرمانی از سوی خداوند عالمیان و توسط فرشتگان و سایر عوامل غیبی به مرحله اجرا در می آید چرا که:

جمله ذرّات زمین و آسمان    لشگر حقّ اند گاه امتحان

از آنجایی که انسان سرنوشت خود را با اختیار انتخاب می کند و تمام اعمال و رفتار خوب و بد وی کیفر و پاداش بدنبال دارد و خداوند متعال به کسی ذرّه ای ستم روا نمی دارد، تمام ذرّات هستی گویی به فرمان حق بوده و در موارد لازم کیفر و پاداش هر کس را به نسبت به رفتارش انجام می دهند. و در این زمینه خداوند به وضعیت ناسپاسان و ستم گران اشاره کرده و می فرماید: (ذلک جزیناهم بما کفروا و هل نجازی الّا الکفور؛[4] ما این کیفر را( به قوم سبا به خاطر ناسپاسی و کفران نعمت) بر آنان نازل کردیم و آیا ما به غیر از ناسپاسان را کیفر می کنیم؟!) زینب کبری سلام‌الله‌علیها طبق این اندیشه قرآنی اهل کوفه را به خاطر پیمان شکنی، ناسپاسی، و خیانت به رهبر الهی مورد مذمت و سرزنش قرار داده و از آینده وخیم و دردناک آنان خبر می‌دهد و اشاره می کند که: خواری و خفّت، روزهایی ترسناک و نگران کننده، برانگیختن خشم الهی و بالاخره عذاب دردناک جهنم را باید منتظر باشند و این همان بازتاب اعمال و رفتار آنان در حادثه کربلا است.

تکیه بر کلام وحی

زینب کبری سلام‌الله‌علیها در این خطبه کوتاه ولی بجا و دقیق و پربار بارها بر کلام وحی تکیه کرده و از آیات حیاتبخش ان در القاء سخن خود به مردم بهره می برد. و این از تسلط عمیق آن تربیت یافته مکتب وحی به کلام خدا دارد. آن حضرت بی وفایی و خیانت کوفیان را به زنی مثال می زند که رشته‌های خود را بعد از بافتن پنبه می کند و تمام عقیله خاندان وحی در فراز دیگری از خطبه پرمایه اش با اقتباس از آیات وحیانی خداوند، وجدان عهد شکنان را به محاکمه کشیده و به انان هشدار می دهد که: (الا ساء ما یزرون؛ بدانید که شما خیلی بد عمل کردید. و این لکّه ننگ با هیچ وسیله ای پاک شدنی نیست. و این همان هشدار قرآن کریم است که در آیه 31 سوره انعام، به دنیاپرستان و انانکه زندگی ناچیز دنیا را در مقابل ارزشهای الهی و زندگی جاویدان اخرت خریده اند بیان شده است. خداوند با اشاره به حسرت و ندامت و زیانکاری انان در روز قیامت، به انان خداوند تاکید می فرماید که: (قالوا یا حسرتنا علی ما فرّطنا فیها و هم یحملون اوزارهم علی ظهورهم الاساء مایزرون؛ انان می گویند: افسوس بر ما که درباره (حق) کوتاهی کردیم! و انها بار سنگین گناهانشان را به دوش می کشند چه بد باری به دوش خواهند کشید. وعده عذاب الهی و عاجز و ناتوان شدن معاندان، کافران و دشمنان اسلام در مقابل ان از نکته هایی است که قرآن بارها به ان پرداخته است. قرآن کریم در مورد قوم عاد بعد از نزول بلاء و هلاکت ان قوم سرکش می فرماید: (ولعذاب الاخره اخزی و هم لاینصرون؛[5] عذاب اخرت از عذاب دنیا(دردناکتر و) سختتر خواهد بود و انان هیچگونه یاری نخواهند شد. زینب سلام‌الله‌علیها بعد از آنکه جنایات کوفیان را شرح داده و زشتی کارشان را کاملاً نمایان می سازد با اشاره به عذاب وجدان و گرفتاریهای دنیوی آنان که در پیش خواهند داشت. با استناد به آیه فوق، عذاب اخرویشان را خیلی شکننده تر و خوار کننده تر از عذاب دنیوی می داند. و بالاخره خطابه حماسی و اتشین بانوی کربلا و پرچمدار عدل و ازادی با اقتباس از آیه ای دیگر از سوره فجر به پایان می رسد. در ان آیه خداوند متعال به اقتدار و تسلط خود بر تمامی انسانها اشاره کرده و حضور خویش و فرشتگان اسمانی را در تمام صحنه ها و حوادث روزگار اعلام داشته، طرح ها، نقشه ها و تمام تلاشهای ستم گران را در مقابل حق و پیام اوران حقیقت بیهوده دانسته و می فرماید: (انّ ربّک لبالمرصاد؛[6] به یقین پروردگار تو در کمین (ستمگران و مخالفان حق) می باشد و زینب کبری به کوفیان فرمود: (انّ ربّکم لبالمرصاد؛ مطمین باشید که پروردگارتان در کمینگاه است و در مورد لازم شما را به سزای اعمالتان خواهد رسانید. افزون بر آیات وحی، استفاده از تمثیل، استدلال منطقی و عقلی، عبرت اندوزی و مقایسه اعمال گذشته و حال و آینده و تحریک عواطف از دیگر فنون خطابه است که به وضوح در کلام دختر بلاغت و فرزند فصاحت دیده می شود. این خطابه به بررسی کاملی نیاز دارد که مجال را گنجایش ان نیست. همچنین در حاشیه خطابه جلوه صفات اخلاقی و کمالات انسانی همچون حیا، عفت، امر به معروف و نهی از منکر و تبلیغ عملی و گسترده آموزه های دینی کاملاً نمایان است.

دست آوردهای فرهنگی

کوفیان گرچه به اعمال ناپسندی دست زدند و گناهی را مرتکب شدند که هیچگاه فراموش نمی شود. امّا زینب کبری سلام‌الله‌علیها با خطابه روشنگر و اتشین خود چنان تحولی در آنان ایجاد نمود که نسل های بعدی آنان با الهام از سخنان ان بانوی عصمت به سوی کمال گام برداشتند. ان حضرت تخم و بذری را در دل کوفیان پاشید که ثمره ان در دهه های بعدی حاصل شد. آری شیعیان کوفه بعد از تجربه های تلخی که در ان شهر نسبت به اهل بیت علیهم‌السلام امام علی علیه‌السلام و امام حسن علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام  صورت گرفته بود از کرده خود پشیمان شدند و علاوه بر شرکت در قیامهای سیاسی همچون قیام توابین و مختار به سوی اهل بیت روی آوردند به همین جهت بسیاری از یاران، شاگردان و دوستان امام سجاد علیه‌السلام  ، امام باقر و امام صادق علیه‌السلام  را کوفیان تشکیل می دهند. امام صادق علیه‌السلام برای اولین بار در زمان ابوالعباس سفاح به کوفه امد و مورد تکریم او قرار گرفت. حتی امام صادق(ع) بسیاری از شاگردان خود را در کوفه تربیت نمود.[7] آری خطابه زینب در سال 61 هجری روح ایمان را دوباره در کوفیان زنده کرد و آن زحمات در پنجاه سال بعد ثمره داد. این گوشه ای از شان و مقام والای حضرت زینب سلام الله علیها بود، اما این که ایشان هم مقام مادرشان هستند یا نه؟ باید بگوییم حضرت زینب سلام‌الله‌علیها جلوه ای از شخصیت مادرشان حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها بود و نمی توان ایشان را هم مقام مادرشان عنوان کرد چرا که خانم فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها معصوم بود و جزء چهارده معصوم به شمار می آید، البته بزرگانی همچون حضرت زینب سلام الله علیها و حضرت عباس علیه‌السلام درست است که جزء چهارده معصوم نیستند، اما این بزرگان بعد از چهارده معصوم عصمت از گناه داشتند و در مرتبه بعد از آنها قرار دارند.

[1] . مستدرک سفینه البحار، ج 4، ص 313. صاحب تنقیح المقالی در مورد حضرت زینب علیه‌االسلام می‌نویسد: زینب و ما زینب و ما ادراک ما زینب هی عقیله بنی هاشم و قد حازت من الصفات الحمیده مالم یحزها بعد امّها احد حتی حق ان یقال هی الصدیقه الصغری...(تنقیح المقالی، ج 3، باب فضل النساء، ص 79).

[2] . الاحتجاج، ج 2، ص 305.

[3] . لهوف، سید بن طاووس، ص 292.

[4] . سوره سباء، آیه 17.

[5] . سوره فصلت، آیه 16.

[6] . سوره فجر، آیه 14.

[7] . کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی، ص 56. 

تعداد بازدید : ۹۵۸

تازه ترین

ارسال نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

پربازدیدترین