سرویس عناوین خبر

سه ضلعی خانه، مدرسه و مسجد

(جمعه ۱ خرداد ۱۳۹۴) ۰۷:۵۷

ما همه دینداریم یا دست کم بسیار دوست داریم که دیندار باشیم و بهترین رفتار را داشته باشیم؛ ولی اطلاعات و نگاه ما به دین با هم بسیار فرق می‌کند، اغلب بحران‌ها از همین است که نگاه جامع و مانعی به دین می‌تواند ضامن عمل دیندارانه‌تر باشد و بسیاری از ما این فرصت را نداشته ایم و نداریم که به این نگاه و سپس ایمان به این نگاه برسیم، ایمان به نوعی ثمره محبت است و ثمره ایمان هم محبت است. اینکه اوج شکوفایی عقل بشر و اوج دینداری بشر به ظهور موعود موکول شده است، نشان از این دارد که امامت چه اهمیت شگفتی در دینداری و رشد معنوی و مادی ما دارد؛ اما مشکل امروز ما کجاست؟ ما در زندگی نگاهمان را به دین از کجا می‌گیریم؟

خانه و مدرسه و مسجد سه ضلعی هستند که عقاید و شخصیت و گفتارها و رفتارهای ما را می‌سازند. در خانه بحث نظری و آموزش کم است و آموزش و یادگیری بیشتر از طریق رفتارها و عواطف اتفاق می‌افتد، ما به‌دلیل حب یا بغضی که نسبت به یک رفتار در خانه پیدا می‌کنیم، آن رفتار و نگاه پشت آن را یاد می‌گیریم یا از آن دور می‌شویم، دیروز بچه‌ها را ساعتی به پارک برده بودم، پسربچه‌ای آنجا بود که آزار داشت، بچه‌ای شاید پنج یا شش ساله که از کوچک‌ترین فرصتی برای ضربه‌زدن به بچه‌ها استفاده می‌کرد، به هر کس نزدیک می‌شد، او را می‌زد و حتی پسرک یک‌ونیم ساله مرا پیش چشم خودم نیشگون می‌گرفت، مدیریت او دشوار بود و پدر و مادرش هم آن طرف‌ها نبودند، بالاخره سر و کله مادرش پیدا شد و دلیل این آزار مدام هم با آمدن مادرش مشخص شد، مادر با بی‌مهری تمام با بچه‌ها رفتار می‌کرد، درحالی‌که بوستان قاعدتا جایی است که والدین آمده‌اند برای بچه‌ها وقت بگذارند، مادر با این پسر و با دخترکش مدام با پرخاش صحبت می‌کرد. «به من کاری نداشته باش»، «خودت بازی کن» و جمله‌هایی شبیه این جمله‌هایی بود که این دو بچه مظلوم از مادر مدام می‌شنیدند. مادر به هر حال در خانواده یک اسوه است و در فرایندی بسیار طبیعی مورد تقلید قرار می‌گیرد و طبیعی است که مادر پرخاشگر، کودک پرخاشگر تربیت کند. هفت سال اول زندگی کودکان با مادر و پدر می‌گذرد و مهم‌ترین سال‌ها هم همین سال‌هاست، وقتی پدر و مادر برخورد درستی با کودک نداشته باشند او نیز با عالم مواجهه صحیحی نخواهد داشت. نگاه پدر و مادر به دین و دنیا با رفتارهایشان به فرزندان منتقل می‌شود و عاطفه تسریع کننده و تعمیق‌کننده ماجراست. و قطعا برخورد بی‌عاطفه هم مانع بزرگی در تربیت صحیح است. کم کاری‌های خانه را قرار است که مدرسه و مسجد پوشش بدهند و در این دو باید زمینه‌ای برای جبران نقایص احتمالی خانه فراهم باشد و همین طور زمینه‌ای برای رشد دادن آن نهالی که در خانه کاشته شده است. اگر این سه کانون مهم درست عمل نکنند ما نمی‌توانیم جامعه بسامان و دینداری داشته باشیم. پدر و مادر باید برای بچه‌ها وقت بگذارند، و بعد مدرسه و مسجد باید همدیگر را پوشش بدهند و مجموعه این سه باید با هم هماهنگ باشند. عشق سیمان اجتماع است و بیشترین عاطفه باید در این سه کانون متمرکز باشد. وضعیت امروز چقدر چنین است؟


تعداد بازدید : ۱۸

تازه ترین

ارسال نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

پربازدیدترین